باران مموش من و هادیباران مموش من و هادی، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره

باران موش اوچولوی آمون جون و امون جون

خبر نینی دار شدن به مامانم ایناااااااااااااااااااا

1392/3/18 18:55
نویسنده : ندا
119 بازدید
اشتراک گذاری

شلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

مموشی دیشب با بابا هادی تصمیم گرفتیم از بیرون شام بگیریم با یه کیک اوچولو بریم خونه مامان جونم اینا

تا اومدن شمارو تو دل مامانی خبر بدیم رفتیم پیتزا پاپا 3 تا پیتزا خریدیم که یکیشم به خاطر سلامتیه شما

فقط توش مرغ و سس سیرو کاهو داشت قبلا خورده بودم خیلی دوست داشتم

خلاصه اولش که رسیدیم باباییم نبود بابا هادیم کیک و گذاشت تو راه پله ها نیاورد تو منم که داشتم از

استرس خفه میشدم هی بابا هادی میگفت تو بگو من میگفتم نه تو بگو

خلاصه با کلی کل کل کردن من پیروز شدم هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بابا هادی رفت کیک و بیاره یهو مامانم گفت هادی کجا رفت گفتم نمیدونم که یه دفه با کیک اومد تو 

 مامانم شاخاش داشت در میومد گفت کیک واسه چی؟ بابا هادی گفت روز پدره عیده....... داشتم

میمردم ازخنده که یهو گفت من دارم بابا میشممممممممممممممممممممممممممممممممممم

وای که چه لحظه ای بود منم زودی به مامانم گفتم ه چیزایی که با بابا هادی واست خریده بودیم خونه ی

مامان اینا بودو زودی آورد دلم داشت واست ضعف میرفت

اینم خاطره ی خبر دادان وجود شما نازنینم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)